زنان تمام توان خود را به کار میگیرند تا خود را برای مسیری موفق در زندگی حرفهای، بهویژه در زمینهی تحصیلات آماده سازند. از همان دوران مهدکودک، دختران بهطور میانگین در تمام رشتهها، از جمله ریاضیات، عملکردی بهتر از پسران دارند. این روند در دورهی دبیرستان، دانشگاه و حتی فراتر از آن نیز ادامه مییابد. در تقریباً تمامی کشورهای توسعهیافته، زنان بهطور میانگین نسبت به مردان، مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد بیشتری دریافت میکنند و معدلهای بالاتری نیز کسب میکنند. زمانی که این زنان باهوش و پرانگیزه، مدرک تحصیلی شایستهی خود را دریافت میکنند، بسیاری از آنها آمادهاند تا با قدرتی طوفانی وارد بازار کار شوند.
با این همه، بهمحض آنکه زنان از آستانهی فارغالتحصیلی عبور میکنند، اتفاقی شگفتانگیز رخ میدهد. زنانی که ۵۹ درصد از فارغالتحصیلان دانشگاهی در ایالات متحده را تشکیل میدهند، بیدرنگ از میدان رقابت عقب میمانند و تنها ۴۸ درصد از ورودیهای نیروی کارِ شرکتی را به خود اختصاص میدهند. در همان لحظهی سرنوشتساز که نخستین ارتقاها برای رسیدن به جایگاه مدیریت رخ میدهد، شانس زنان برای پیشرفت کمتر از مردان است. در برابر هر صد مردی که ارتقا میگیرند، تنها ۸۱ زن فرصت مشابه را به دست میآورند. اگر این آمار را بر اساس نژاد بررسی کنیم، تفاوتها آشکارتر میشود: از هر ۱۰۰ مردی که به مقام مدیریت میرسند، ۸۹ زن سفیدپوست، ۹۹ زن آسیاییتبار، ۶۵ زن لاتینتبار و تنها ۵۴ زن سیاهپوست به همان جایگاه راه مییابند و میانگین کلی آن، ۸۱ زن است )نگاه کنید به نمودار(I _ 1. این شکاف ناعادلانه در هر پله از نردبان شغلی ادامه مییابد. ما این پدیده را «پلهی شکسته» مینامیم که مسیر پیشرفت شغلی زنان را از همان آغاز قطع میکند. پلهی شکسته بزرگترین مانع در مسیر رسیدن زنان به ردههای بالای رهبری سازمانی است، چراکه احتمال ارتقای شغلی آنان در آغاز مسیر حرفهایشان بسیار کمتر از مردان است. این فاصلهی پیشرفت که در طول دوران کاری زنان ادامه یافته، شدت میگیرد و در نهایت موجب کاهش حضور زنان در تمامی سطوح رهبری شرکتی میشود.
برای نمونه، دو همدورهای را در نظر بگیرید: پاتریشیا و جیمز. هر دو با نمرات خوب و مدرکی یکسان از دانشگاهی واحد فارغالتحصیل شدند، با این تفاوت که پاتریشیا دانشآموختهی ممتاز و سخنران مراسم فارغالتحصیلی بود. پس از پایان تحصیل، هر دو در یک شرکت معتبر از میان شرکتهای فورچون 500 مشغول به کار شدند و در موقعیتهای ابتدایی، حقوقی یکسان و نقطهی شروعی برابر داشتند.
اما از همانجا، مسیرهایشان بهسرعت از یکدیگر جدا شد. تنها دو سال پس از آغاز به کار، جیمز ارتقا یافت و افزایش حقوق چشمگیری دریافت کرد، در حالی که پاتریشیا تنها افزایشی ناچیز برای تطبیق با هزینههای زندگی نصیبش شد.
سپس جیمز به شرکتی دیگر رفت و بار دیگر ارتقا یافت. پنج سال پس از آغاز حرفهشان، او توانسته بود حقوق ابتدایی خود را دو برابر کند، در حالی که پاتریشیا تنها با افزایشهایی جزئی روبهرو شده بود. با وجود تلاشهای بیوقفه و ارزیابیهای عملکردیِ همواره مثبت، مسئولیتهای تازهای به او واگذار نشده بود و هرگز ارتقایی نیافته بود.
سرانجام، پاتریشیا توانست در شرکتی تازه شغلی بیابد. موقعیت جدید که با افزایش حقوقی چشمگیر همراه بود و درآمد او را به مرز ششرقمی رساند. این موفقیت، شور و اشتیاقی در دلش برانگیخت تا آنگاه که دریافت همتایان مردش در همان جایگاه، به ازای هر دلار، بیست سنت بیش از او دستمزد میگیرند. از این گذشته، کارفرمای جدیدش نیز امکانات چندانی برای آموزش یا پیشرفت شغلی او فراهم نمیکرد.
پاتریشیا را تصور کنید که نگاهی به مسیر شغلی جیمز میاندازد، در حالیکه هر دو در حال بالا رفتن از نردبان حرفهای خود هستند. او میبیند که جیمز چند پله جلوتر از اوست و در مسیری هموار بهسوی ردههای بالای رهبری سازمانی در حرکت است و موفقیت حرفهای او را با حیرت و اندوه نظاره میکند. آنها از نقطهای برابر آغاز کرده بودند و تا جایی که پاتریشیا میداند، او همهچیز را درست انجام داده است. با اینحال، سرنوشت حرفهایشان چنین متفاوت رقم خورده است.
پله شکسته
وقتی اولین پلهی نردبان شکسته باشد، صعود هرگز آسان نخواهد بود. در جهانی که مسیرهای پیشرفت اغلب نابرابر، پرپیچوخم و آکنده از موانع هستند، کتاب «پلهی شکسته» پرده از نخستین گامهایی برمیدارد که بسیاری از زنان هرگز فرصت برداشتنشان را نمییابند. این کتاب روایتی است از زنانی که در آغاز مسیر حرفهای خود، نه به دلیل کمبود استعداد یا انگیزه، بلکه بهواسطهی ساختارهای ناعادلانه و نگاههای نهادینهشده، از فرصتهای برابر محروم ماندهاند. همچنین به بررسی موانعی میپردازد که در لایههای پنهان فرهنگ سازمانی ریشه دارند؛ موانعی که اغلب نادیده گرفته میشوند اما تأثیرات عمیقی بر مسیر رشد حرفهای زنان دارند. این کتاب نهتنها به بازنمایی تجربههای واقعی میپردازد، بلکه با نگاهی تحلیلی، نشان میدهد که چگونه نابرابری در نخستین مراحل ارتقا شغلی میتواند بر کل ساختار رهبری و نوآوری در سازمانها سایه بیفکند. سه شریک ارشد شرکت مککینزی، کویلین الینگراد، لارینا یی و ماریا دل مار مارتینز، با نگاهی ژرف نشان میدهند که این پلهی شکسته در نردبان موفقیت نهتنها مانع رشد فردی است، بلکه بر ساختار رهبری، تنوع و نوآوری در سازمانها نیز سایه میافکند. آنان توضیح میدهند که مردان از تجربهی کاری خود ارزش بیشتری کسب میکنند، در حالی که زنان ناچارند سرمایهی تجربی خود را تقویت کنند تا به جایگاهی برابر دست یابند. کتاب «پلهی شکسته» با تکیه بر دادههای معتبر، روایتهای انسانی و تحلیلهای عمیق، نشان میدهد که گشودن این گره چگونه میتواند مسیر پیشرفت را برای نسلهای آینده هموار کند. نویسندگان با رویکردی راهحلمحور، نهتنها ابعاد پنهان این بحران را آشکار میسازند، بلکه راهکارهایی عملی برای اصلاح ساختارهای سازمانی و ایجاد فرصتهای برابر ارائه میدهند. «پلهی شکسته» کتابی است برای مدیران، تصمیمگیرندگان و همهی کسانی که به ساختن محیطی عادلانهتر و انسانیتر در دنیای حرفهای باور دارند.
ارسال با پست پیشتاز
تحویل 2 الی 5 روز کاری
Original price was: 300,000 تومان.240,000 تومانCurrent price is: 240,000 تومان.
جزئیات کتاب
| . - زبان | فارسی |
|---|---|
| . - قطع | رقعی |
| . - نوع جلد | شومیز |
| . - تعداد صفحات | 302 |
| . - ناشر | ویان |
| . - تاریخ انتشار | 1404 |
| . - تیراژ | 1000 |
| . - نوبت چاپ | اول |
| نویسنده | کوئیلین الینگراد، لارینا یی، ماریا دلمار مارتینز |
| مترجم | تیم ترجمه نشر ویان |







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.