در بخش پذیرش بیمارستان «نورثوسترن مموریال» تلفنی قرمزرنگ قرار داشت که پیوسته زنگ میخورد. اغلب، پرستار یا یکی از کارکنان آن سوی خط بود که دربارهی بستهای پرسوجو میکرد: «کجاست؟ چند روز پیش سفارش دادم!»
در پاسخ، فردی که تلفن را پاسخ میدادپاسخگوی تلفن دنبال بسته میگشت.، به جستوجوی بستهی مورد نظر برمیخاست، این کارکاری که چندان آسان نبود، چرا کهچراکه بخش دریافت کالا بیشتر به انباری درهمریخته و آشفته شباهت داشت. عکس زیری از آن دوران بهخوبی حالوهوای آنجا را به تصویر میکشد: در سال ۲۰۱۶ به طور میانگینتقریباً، سه روز طول میکشید تا بستهها از بخش دریافت به مقصد نهایی خود در بیمارستان برسند، سه روز تمام! برای تأملی کوتاه در این بیمنطقی باید گفت: پرستاری ممکن بود چند شیشه دارو سفارش دهد و شرکت فدکس آن دارو را در یک روزه از آنسویسرتاسر کشور عبور دهد و برساند؛ اما انتقال همان دارو از سکوی دریافت کالا به طبقهی سوم همان ساختمان، سه روز طول میکشیددیگر به درازا میانجامید. در واقع، اوضاع از این هم بدتر بود. چرا کهچراکه تأخیرها با نوسانی چشمگیر همراه بودندثابت نبود. اگر زمان تحویل قابل پیشبینی بود، (مثلاً همیشه سه روز)، انتظار باید طی میشد، کارکنان بیمارستان میتوانستند خود را وفق دهند و زمانی حاشیهای برای جبران در نظر بگیرند؛ اما گاه از یک تا پنج روز طول میکشیدبه طول میانجامید. هیچ برنامهای کار نمیکردبر آن کارگر نمیافتاد. این موضوع دیوانهکننده بود.
پیامد تأخیرها بسیار سنگین بود. گاهی داروهای یخچالیی که نیاز به نگهداری در یخچال داشتند ، همانطور درون جعبه فاسد میشدند. گاه پزشکان و کارکنان، از بیم آنکهآنکه بستهها گم شده باشند، همان اقلام را دوباره با پست سریعالسیر سفارش میدادند که هزینهها را بسیاربه طرز چشمگیری افزایش میداد. در برخی موارد، افراد میکوشیدند از مسیر رسمی تحویل کالا عبور کنند و بستهها را مستقیماً به طبقات بخشها بفرستند، امری که امکان مدیریت دقیق موجودی انبار را از بینمیان میبرد.
هیچکس از شیوهی کارکرد نظام راضی نبود. اما این نابسامانی آنقدر دیرپا و ریشهدار شده بود که دیگرر همچون وضعی طبیعی جلوه میکرد. گویی سه روز زمان برای دریافت یک بسته، امری بدیهی است. تیم بخش دریافت، در بنبست گرفتار شدهآمده بود.
باز آغاز
گاهی ذهن زودتر از زندگی حرکت میکند. فکرها هجوم میآورند، مسیرها در هم میپیچند و تمرکز مثل نوری است که مدام خاموش و روشن میشود. کاری نیمهتمام میماند و کار بعدی بیدرنگ شروع میشود؛ گویی ذهن همیشه در حال دویدن است، بیآنکه بداند به کجا. این کتاب از چنین ذهنی میگوید؛ از روزهایی که سادهترین کارها به کوهی تبدیل میشوند، از شبهایی که سکوت ممکن نیست، از شوقهای ناگهانی و فرسودگیهای آرام. از حس گناهِ ناتمامگذاشتن، از لذت غرقشدن در چیزی که دیگران حوصلهاش را ندارند، از زندگی در میان شتاب و کندی. در این کتاب خبری از راهحل یا نسخه نیست. هیچ جملهای برای «درستتر زیستن» نوشته نشده، تنها تلاشی است برای ثبتِ تجربهی زیستن با ذهنی که همزمان الهامبخش و خستهکننده است؛ ذهنی که همهچیز را با شدت بیشتری حس میکند و درست به همین دلیل گاهی از خودش جا میماند. اینجا نه از درمان سخن میرود و نه از امیدِ اغراقشده. آنچه میماند، تصویری است نزدیک از زندگی روزمره با ایدیاچدی: لحظههایی معمولی و واقعی، پر از آشفتگی، شوخی، خستگی و گاهی، سکوتی کوتاه که در میانِ بیقراری پیدا میشود.
ارسال با پست پیشتاز
تحویل 2 الی 5 روز کاری
Original price was: 430,000 تومان.301,000 تومانCurrent price is: 301,000 تومان.
جزئیات کتاب
| . - زبان | فارسی |
|---|---|
| . - قطع | رقعی |
| . - نوع جلد | شومیز |
| . - تعداد صفحات | 254 |
| . - ناشر | ویان |
| . - تاریخ انتشار | 1404 |
| . - تیراژ | 1000 |
| . - نوبت چاپ | اول |
| نویسنده | دن هیث |
| مترجم | تیم ترجمه نشر ویان |








دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.