تخفیف

پانزده دروغی که به زنان در محیط کار گفته می‌شود

در جهان امروز که زنان بیش از گذشته در موقعیت‌های اجتماعی قرار می‌گیرند و همواره برای ارتقای شغلی در حال تکاپو و تقلا هستند، چالش‌های موجود در محیط شغلی و کلیشه‌های رایج پیرامون آن می‌تواند همواره ذهن زنان شاغل را به خود مشغول کند. بخشی از این چالش‌ها به باور عامه و عرف جامعه بستگی دارد، بعضی مربوط به شخصیت و نوع جامعه-‌پذیری و تجربه‌ی زیسته‌ی فرد است و برخی به رفتار سازمانی آن شرکت برمی‌گردد. با توجه به شرایط چالش‌برانگیز محیط شغلی برای زنان، آگاهی از کلیشه‌های موجود و نحوه‌ی برخورد با این باورها می‌تواند مثمر ثمر واقع شود. به دلیل موقعیتِ نوین شغلی برای زنان و روابط متقابل زنان در محیط شغلی، می- توان گفت دانش رفتار مناسب شغلی برای زنان از مواردی ضروری است که در کتاب «پانزده دروغی که به زنان در محیط کار می-‌گویند.» مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در کتاب پیش‌رو «بانی هامر» کوشیده است که در قالب پانزده باور رایج که شکل دروغ به خود می‌گیرد به بحث و بررسی پیرامون اشتغال زنان و مسائل آن بپردازد و در فصل نهایی کتاب تحت عنوان «حقیقت برتر» به پرده‌برداری از آن دروغ‌ها پرداخته و ضمن بیان این آموزه‌ها و ایده‌ها، به تجربه‌ی زیسته‌ی خود در قالب مدیر موفق و در عین حال همسر توانمند اشاره کرده است.

ارسال با پست پیشتاز

تحویل 2 الی 5 روز کاری

Original price was: 350,000 تومان.Current price is: 280,000 تومان.

شناسه محصول: 978-6۲۲-۵۳۳7-۵۰-۳-1-1-1-1 دسته: , برچسب:

جزئیات کتاب

. - زبان

فارسی

. - قطع

رقعی

. - نوع جلد

شومیز

. - تعداد صفحات

290

. - ناشر

ویان

. - تاریخ انتشار

1404

. - تیراژ

1000

. - نوبت چاپ

اول

نویسنده

بانی هامر

مترجم

علی دینی

درباره نویسنده

بانی هامر

زمانی که تصمیم گرفتم این کتاب را بنویسم، وارونه، روی تِرَن هوایی بودم. ماه مارس سال 2022 بود. همراه با سایر مدیران ارشدان. بی. سی یونیورسال شرکتی که در سه دهه‏ی گذشته در برخی از موقعیت‏های آن کار کرده‌ام، برای جلسه‏ی سالانه‏ی مدیریت ارشد به «اورلاندو» سفر کردم. ما همه در پارک جزایر ماجراجویی یونیورسال در حال استراحت بودیم که رئیس امور تجاری به من گفت که سوار جدیدترین ترن هوایی پارک ژوراسیک شوم. نمی‌توانستم «نه» بگویم. سواری بسیار هیجان‌انگیز بود و با سرعت ۷۰ مایل در ساعت، چهار حلقه و سقوطی به ارتفاع ۱۵۵ فوت داشت که بین دایناسورهای متحرک می‌گذشت. عکس یادگاری من همه چیز را نشان می‌دهد: موهایم به هم ریخته، گونه‌هایم مثل چتربازها شده و در چهره‏ام ترس واضحی مشاهده می‏شد که فقط می‌توانستم بگویم: «من دارم اینجا چه غلطی می‌کنم؟!»
امّا وقتی معلق و وارونه بودم، به این موضوع فکر نمی‌کردم. در حالی‌که با سرعت از غارهای باستانی عبور می‌کردم و از کنار دایناسورهای ترسناک می‌گذشتم، تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود: مردان بسیاری در این سواری با خوشحالی فریاد می‌زدند و می‌خندیدند و هیجان را تجربه می‌کردند. پس زنان کجا بودند؟
با این حال، هر چه بیشتر به این موضوع فکر کردم، متوجه شدم که تصوری اشتباهی درباره‏ی زنان وجود دارد که بسیار رایج است. این تصور این‏گونه بیان می‏کند که اگر می‌خواهیم دیگران ما را جدی بگیرند، باید خودمان را بسیار جدی بگیریم. مردم فکر می‌کنند که ما فقط در صورتی رهبران مؤثر و محترمی خواهیم بود که همواره جدی باشیم و از ترکیب کردن ار با سرگرمی پرهیز کنیم؛ امّا بیش از هفتاد سال تجربه‏ی زیسته‏ی من گواه بر این است که این تصور کاملاً اشتباه است. ریسک کردن، لذت بردن، رها کردن خود و واقعی بودن در تیمی که رهبری می‌کنید، رهبری شما را تضعیف نمی‏کند؛ بلکه از شما رهبری قدرتمند خواهد ساخت.
همان‏گونه که از ترن هوایی پیاده می‌شدم، به موضوع دروغ گفتن به زنان در محل کار و تصورات نادرستِ پیرامونیِ آن فکر کردم و تا مدتی مدید نتوانستم اندیشیدن در این زمینه را متوقف کنم. در هر مرحله از زندگی حرفه‌ای، چه تازه وارد دنیای کار شده باشید؛ چه در آستانه‏ی اولین ترفیع باشید و یا در مسیر رسیدن به یک شغل حرفه‏ای‏تر، قوانین بسیار زیادی وجود دارد که ریشه در باورهای سخت‌گیرانه دارد. این قوانین، اصولی هستند که بسیاری از مردم، به‌ ویژه زنان، هنوز به آن‏ها باور دارند. این قوانین معمولاً مناسب به نظر می‌رسند و ساده هستند و به نظر می‌رسد که راهنمای معتبر و آزمایش‌شده‏ای باشند.
از دیدگاه نظری، این باورها ممکن است منطقی باشند. با این حال، در عمل، آن‏ها کتابچه‏ی راهنمای خطرناک و کلیشه‏ای برای محل کار و دنیای مدرن هستند. یکی از دلایلی که این کتاب را نوشتم، بیهوده بودن این کلیشه‏ها است. برخی از این «توصیه‏های سنتی» نسبتاً بی‌ضرر هستند، مانند اینکه به شما می‌گویند در محل کار سرگرم نشوید، از فرصت‏های شادی و خندیدن مانند جیغ زدن و خندیدن در طول سه دقیقه در ترن هوایی صرف نظر کنید؛ امّا مفهوم حقیقی این توصیه‏ها این‏گونه نیست. این باورها در ابعاد کوچک و بزرگ زنان را عقب نگه می‌دارد. در مجموع، این موضوع این‏گونه بیان می‏کند که چرا به ازای هر رهبر زنی که در هر صنعتی وجود دارد، هزاران زن هستند که موفق نشده‏اند. این پدیده به این دلیل نیست که آن‏ها به اندازه‏ی کافی «تمایل» نداشته‏اند.
البته، این مفهوم به معنی نادیده گرفتن تبعیض جنسی در ابعاد کوچک یا بزرگ نیست که هنوز در بیشتر صنایع وجود دارد و زنان را تضعیف می‏کند. به من اعتماد کنید، به عنوان زنی که در شرکت‌های بزرگ امریکا کار می‌کند، مشکل را به خوبی می‌شناسم؛ امّا اینکه بخواهیم همه چیز را به گردن تبعیض جنسی بیندازیم، درست نیست و باور بیهوده‏ای است.
آنچه در دنیای کار امروز به آن احتیاج داریم، شعارهای پوشالی یا وعده‌های غیرواقعی نیست. ما به ضرب‌المثلی دیگر یا مجموعه‌ای از قوانینی که ناکارآمد است، نیاز نداریم. ما تنها به کسی احتیاج داریم که حقیقت را به ما بگوید، حتی اگر دشوار و دردناک باشد و به ما کمک کند بقیه‏ی اطلاعات را از هم تفکیک کنیم. به نوعی، تجربیات شغلی من، مرا به طرز منحصر به فردی برای این کار امّاده کرده است. از دهه‏ی 1970 به بعد، من در پشت صحنه‏ی برخی از مهم‌ترین لحظات و جنبش‌های تاریخ تلویزیون بوده‌ام و این مسیر را از روزهای ابتدایی تلویزیون کابلی تا رسانه‏های امروزی طی کرده‌ام. کار در صنعت تفریحی و سرگرمی داستان‌های بسیار متفاوتی به من آموخته است؛ امّا آنچه در یک صنعت بی‌ثبات و در حال تغییر آموخته‌ام، چه در یک شرکت بزرگ و قدیمی، چه در یک استارتاپ مستقل یا هر چیز دیگری در این بین در زندگی حرفه‌ای‌ و کاری نیز صدق می‌کند. من کارم را به عنوان دستیار تولید در تلویزیون عمومی بوستون شروع کردم، جایی که مجبور شدم در برنامه‏ا‏ی کار کنم که در آن سگ پشمالویی که ستاره‏ی برنامه‏ی کودکان بود، درآمدش بسیار بیشتر از من بود. با این حال، من در این صنعت باقی ماندم، گاهی اوقات با مشکلاتی روبه‌رو شدم و در نهایت در یکی از رقابتی‌ترین و دشوارترین صنایع یعنی رسانه و سرگرمی پیشرفت کردم. در یک مقطع، 129 میلیون امریکا هر هفته برنامه‌هایی را که من تهیه می‌کردم، تماشا می‌کردند.
اگر باور کنید یا نه من همان زنی بودم که به تبدیل کُشتی حرفه‌ای از یک ورزش خاص به یک سریال مردانه کمک کردم. چند سال بعد، به استیون اسپیلبرگ گفتم که او بازیگر کودکی را برای نمایش جدیدش، تحت عنوان رُبوده شده، انتخاب کرده است وی به ما پیشنهاد کرد که به جای آن با کودکی ده ساله به نام داکوتا فانینگ برویم. من حتی به کارداشیان‏ها کمک کردم تا یادبودی از خود در امریکا بگذارند. من همچنین مسئول استخدام بازیگر نسبتاً ناشناخته‏ی امریکا برای بازی در یک درام حقوقی بودم که قرار بود فیلمبرداری آن را در کانادا شروع کنیم. مگان به خانواده‏ی سلطنتی بریتانیا پیوست، در حالی که سریال کُت شلواری‏ها ، در حال حاضر دومین نسخه‏ی خود را به عنوان ده فیلم برتر جهانی در نتفلیکس تجربه می‌کند و در حال ساخت فصل بعدی است.
جدیدترین کار من بازی در دنیای نمایش خانگی برای دانشگاه یونیورسال است که بر راه‏اندازی پیکوک نظارت می‌کنم. در دهه‏ی 1990 من برنده‏ی جایزه‏ی کمپین «نفرت را کنار بگذارید!» شدم که برای مبارزه با همه‏ی اَشکال تبعیض راه‌اندازی شده بود. امروزه، این کمپین بیش از هر زمان دیگری مورد نیاز است.
مرا «ملکه‏ی تلویزیون کابلی» می‌نامند. به طرز غیرمنتظره‏ای، من به عنوان قدرتمندترین زن هالیود نیز شناخته شدم، این‏ موضوعات بدون توجه به درخواست‌های متعدد رئیس خودم برای مهاجرت به کالیفرنیا اتفاق افتاد. من برای عرضه‏ی داستانی خوب و ایجاد احساس مثبت در مردم اهمیت بسیاری قائلم، حتی اگر داستان‌ها غیرواقعی باشند. می‌توان گفت که من از طریق این کار امرار معاش کرده‏ام. من به خوبی می‌دانم که روایت داستان‌هایی که دنیای متفاوتی را نسبت به واقعیت ما به تصویر می‌کشند، ارزش بالایی دارد. هرچند که این موضوع برای شغل ما صادق نیست. گاهی اوقات ما فقط به حقایق نیاز داریم. ما به واقعیتی ساده و بی‌پرده احتیاج داریم. این کتاب همین واقعیت را ارائه می‌دهد: حقیقتی صادقانه و بدون فیلتر؛ زیرا بسیاری از اموری که به زنان در محل کار گفته می‌شود مانند «رؤیاهای خود را دنبال کنید»، «به ارزش خود آگاه باشید»، «تا زمانی که موفق نشدید، ادامه دهید»، «به حس درونی‌تان اعتماد کنید»، «شما می‌توانید همه چیز را داشته باشید» و «کار را با تفریح و سرگرمی ترکیب نکنید» حقیقت ندارند.
من هر روز این موضوع را مشاهده می‏کنم. از زمانی که برای اولین بار در تلویزیون کارم را در برنامه‏ی صبحگاهی روز بخیر بوستون! شروع کردم، زنان را راهنمایی کرده‌ام. در اوایل سی‏سالگی، برنامه‏ی رهبری زنان در دانشگاه یونیورسال را اجرا کردم. بخش اصلی کار من این بود که زنان را به این باور برسانم که ما از قوانینی پیروی می‏کنیم که باید آن‏ها را شکست دهیم، سپس به آن‌ها می‏آموزم که چگونه می‌توانند این وضعیت را تغییر دهند. اکنون می‌خواهم الهام‌بخش زنان شاغل در هر صنعت و در هر مرحله‌ای از حرفه‌شان باشم. این کتاب را مانند مربی همراه در نظر بگیرید که نمی‌دانستید به آن نیاز دارید یا شاید هم همان چیزی است که به دنبال آن بودید.
فصل به فصل، دروغ‌هایی را که به ما گفته‏شده بررسی خواهم کرد. من با استناد به پژوهش‏ها، حکایات واقعی و عقل سلیم به سادگی توضیح خواهم داد که حقیقت واقعاً چیست. من تجربیات زندگی را شرح خواهم داد که دیدگاهم را بیان کنم. سپس به شما کمک می‌کنم تا با توصیه‌های قابل قبول، از آن بهره ببرید و به هدف خود دست پیدا کنید. فصل‌های این کتاب حول سه مرحله‏ی مختلف از زندگی کاری ما سازماندهی شده‌اند، از کسانی که تازه شروع به کار کرده‌اند، تا هر کسی که تمایل دارد در نقش در حال تغییر یا زمینه‏ی جدید برجسته شود، حتی کسی که برای پذیرش مسئولیت‌های بزرگ‌تر قدم برمی‌دارد؛ امّا توصیه‌های موجود در آن‏ها برای هر کسی در دنیای کار، در هر مرحله‌ای از دستیار اجرایی گرفته تا مدیر اجرایی و هر نقشی در این مابین قابل اجرا است.
قبل از آغاز، لازم است که از این موضوع سلب مسئولیت کنم: اگر به دنبال یک مانترای جادویی هستید که به شما قول بدهد به‌سرعت و بدون زحمت به اهداف رؤیایی‌تان برسید، احتمالاً ناامید خواهید شد. هر شغلی یک سفر است و این سفر معمولاً آسان نیست. هیچ میانبری وجود ندارد؛ امّا این باعث می‌شود که تجربه‏ای ارزشمندتر باشد. هدف من این است که به شما کمک کنم از چالش‌ها لذت ببرید، درست مثل تجربه‌ای که در پارک وقتی سوار بر ترن هوایی بودم، داشتم.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “پانزده دروغی که به زنان در محیط کار گفته می‌شود”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *