من بر این باور هستم که هر یک از ما با استعداد و توانایی داشتن یک زندگی مهم به دنیا آمدهایم. به این معنا که شما (صرفنظر از شرایط تولد یا واقعیت فعلی خود) برای چیزی بزرگتر آفریده شدهاید.
آیا فکر میکنید برای فرصتهای بیشتر آفریده شدهاید؟ شاید شما در یک زمان از زندگی خود این کار را انجام داده باشید؛ اما در نهایت تسلیم شدهاید. اگر چنین است، من شما را سرزنش نمیکنم. اکثر انسانها انتظارات بسیار پایینی از زندگی خود دارند. این نتیجه بخش بزرگی از داستان شخصی من و چیزی است که در طول 25 سال گذشته که به عنوان مربی و مشاور صرف کردهام و بارها با آن روبهرو شدهام. این فرایند دربارهی ایجاد یک ذهنیت بینهایت است که در آن شما به این باور برسید که هر چیزی ممکن است.
من با صدها نفر کار کردهام که زمانی به یک دیدگاه محدود (یا باورهای جزیی و اندک) دربارهی خود و آنچه برای زندگی آنها ممکن بود، رضایت داده بودند. من همه آنها را در فرایند اثباتشدهی خود راهنمایی کردم تا باورهای جدید و ذهنیت بینهایت را جایگزین باورهای محدود کنم. من این روند باورنکردنی را در نخستین کتاب خود با نام نقشه راه به سوی اهمیت به اشتراک گذاشتم؛ اما در طول سالهای مربیگری متوجه شدم که بسیاری از مراجعهکنندگان، در نخستین مرحلهی این فرایند که درک توانایی واقعی خود است، گرفتار شده بودند. آنها نسبت به خود و آنچه واقعاً ممکن بود، ذهنیت محدودی داشتند. این نقطه دقیقاً همان جایی است که پیش از کشف زندگی بیحدومرز، با مشکلات زیادی مواجه بودم؛ بنابراین من مجبور شدم عمیقتر شیرجه بزنم و این همان چیزی است که در این کتاب دربارهی آن توضیح دادهام.
اگر میخواهید زندگی خود را تغییر دهید، باید باورهای محدودکنندهی خود را درهم بشکنید و دور بریزید. من یک «باور محدودکننده» را به عنوان یک فکر یا حالت ذهنی که در وجود ما انسانها قرار دارد، به عنوان حقیقت مطلق تعریف میکنم. این کار موجب میشود آنچه ما باور داریم «ممکن است» را محدود کند. این باورهای محدودکننده همیشه ما را به نوعی عقب نگه میدارند و مانع از رشد، دستیابی به اهداف، ریسککردن و تبدیل شدن به چیزی میشوند که میخواهیم باشیم.
بسیاری از باورهایی که ما را محدود میکنند، از حرفها و نظرات دیگران سرچشمه میگیرد. بعضی از این باورها هم به دلیل شرایط یا محیط زندگی ما به وجود میآیند. گاهی اوقات حتی خودمان هم باورهایی را به خودمان تحمیل میکنیم. این باورها، از هرجایی که آمده باشند، به یک سقف برای ما تبدیل میشوند و ما را محدود نگه میدارند و باعث میشوند به کمتر از آنچه ممکن است، رضایت دهیم.
از سوی دیگر، یک باور بیحدومرز، وضعیت موجود را به چالش میکشد و ما را به خارج از منطقهی آسایش خود میکشاند. درواقع این کتاب بر این باور است که «شما میتوانید هر کاری را که در ذهن خود دارید، انجام دهید». یک باور بیحدومرز جایی است که احتمالات آغاز و تواناییها به واقعیت تبدیل میشوند. من معتقدم که هر فردی از زمان تولدش به طرز شگفتانگیزی آفریده میشود و از همان زمان تکتک باورهای افراد برای امید، ساختن آیندهی روشن و یک زندگی بیحدومرز به وجود میآید.
قبل از اینکه خواندن را متوقف کنید و بیندیشید که من زندگی جذابی با فرصتهای فراوان دارم، اجازه دهید بخشی از داستان زندگیام را برای شما تعریف کنم. هرچند درحال حاضر از ثمرهی یک زندگی بیحدومرز لذت میبرم؛ اما شرایطی که در آن به دنیا آمدم، اصلاً ایدهآل نبود.
من در سال 1965 در تورنس کالیفرنیا به دنیا آمدم (قبل از اینکه بخواهید سن مرا حساب کنید، من درحال حاضر 58 ساله هستم)، چهارمین فرزند یک مادر مجرد. دو بارداری اول او به سقط جنین ختم شد، سومین بارداری او به فرزندخواندگی داده شد، سپس من به دنیا آمدم. با هر بارداری، پدر بچه او را تهدید کرد: «یا بچه یا من». تا زمانیکه مادرم مرا باردار شد و به این نتیجه رسید که به اندازهی کافی از سوی پدرم اذیت میشود.
بنابراین مادرم تصمیم گرفت، مرا نگه دارد. پدرم ما را ترک و بیخانمان کرد. ما هزاران مایل از خانوادهی مادریام فاصله داشتیم. در دههی شصت اگر مادری مجرد بود، یک تابو به حساب میآمد. مادرم از رویارویی با خانوادهاش میترسید؛ بنابراین همه کارها را تجربه کرد تا در کالیفرنیا کار کند. ما در چند ماه اول زندگیام از جایی به جای دیگر نقل مکان کردیم تا اینکه او سرانجام شجاعت بازگشت به خانه را پیدا کرد.
مادرم استقبال گرمی از خانوادهاش دریافت نکرد. پدرش به خاطر سرطان درحال مرگ بود و به جای اینکه حقیقت تولد مرا بگوید، به آنها دروغ گفت. او به پدرش گفت که ازدواج کرده است؛ اما پدرم باید در کالیفرنیا بماند. تنها پس از درگذشت پدربزرگم بود که مادرم حقیقت را به مادربزرگم گفت.
چندین سال به سختی سپری شد. مادربزرگم تا جایی که میتوانست کمک کرد، درحالیکه مادرم در چند شغل مختلف برای حمایت از ما کار میکرد. 9 سال اول زندگی من چالشبرانگیز بود و آیندهام در بهترین حالت، نامشخص بود. همچنین شرایط تولد و سالهای اولیهی زندگی من زمینهی بسیاری از باورهای محدودکنندهای را ایجاد کرد که بخش بعدی زندگی مرا شکل داد و بر آن تأثیر گذاشت. از نظر جهان، من هرگز نباید به دنیا میآمدم و من اشتباهی بودم.
اما همانطورکه به زودی خواهید دید، این پایان داستان نبود.
میخواهم از تجربهام بگویم که یک زندگی آزاد و بیحدومرز، به شرایطی که در آن به دنیا آمدهایم وابسته نیست، بلکه به انتخابهایی مربوط میشود که در زندگیمان خواهیم داشت. نخستین قدم برای داشتن چنین زندگیای، این است که باور کنیم این امکان برای ما میسر است. واقعیتی که اکنون داریم، لزوماً واقعیت نهایی زندگی شما نیست. همانطور که همیشه به اعضای گروه فیسبوکم (رهبران بیحدومرز) میگویم: «گذشتهتان لازم نیست آیندهتان را تعیین کند».
زندگی بیحدومرز زمانی شروع میشود که باور کنید برای «فرصتهای بیشتر» آفریده شدهاید!
فرصتهای بیشتر، فقط به موارد مادی و داراییها منحصر نیست، بلکه به نفوذ و تأثیرگذاری، امید و آینده مربوط است. فرصتهای بیشتر، میراث یک زندگی خوب است. همچنین داستانی دربارهی امید و رستگاری است. هر انسانی حق دارد که در زندگیاش از فرصتهای بیشتر برخوردار باشد، حتی اگر در مسیرهای دشوار و غیرمنتظرهای قرار بگیرد. فرصتهای بیشتر، داستان من است و میتواند داستان شما هم باشد. شرایط اقتصادی و روابط ناموفق نمیتوانند شما را تعریف کنند، بلکه این شما هستید که سرنوشت خود را شکل میدهید.
من کتاب متولد بیحدومرز را از تجربیات شخصیام نوشتم؛ اما فکر نکنید که به پایان راه رسیدهام. من هم مانند شما درحال پیشرفت هستم. من درحال رشد و تغییرم و به همین خاطر خوشحالم که شما را در این سفر با خود همراه میکنم. در این کتاب، نخستین و مهمترین قدمی را که در زندگیام برداشتهام، با شما به اشتراک میگذارم.
به طور کلی، این سفر ساده است: «تمرین مداوم برای باور کردن و تبدیل شدن به کسی است که برایش آفریده شدهایم».
تجربه کردن یک زندگی بیحدومرز، بدون اینکه باورهای خود را تغییر دهیم، غیرممکن است. این کتاب دربارهی همین فرایند صحبت میکند و به داستان شما و موانع و باورهایی میپردازد که نحوهی نگرش شما را تحتتأثیر قرار داده و منجر به رفتارهایی شده که شما را عقب نگه میدارد.
متولد شدن با آزادی و بدون محدودیت حق طبیعی ماست؛ اما برای رسیدن به آن باید تلاش کنیم. این آزادی به طور خودکار به ما داده نمیشود و مسیر رسیدن به آن پر از موانع و چالشها است. یکی از بزرگترین مشکلاتی که بسیاری از ما داریم، باور داشتن به این مورد است که زندگی بدون محدودیت ممکن نخواهد بود. یک بار کسی گفت اگر نتوانید چیزی را در ذهنتان تصور کنید، نمیتوانید به آن برسید.
من به جای آن، شعار ناپلئون را ترجیح میدهم: «هر چیزی که ذهن بتواند تصور و باور کند، به آن دست مییابد».
روند کشف زندگی بیحدومرز شما با یک چشمانداز و یک باور جدید آغاز میشود. قبل از اینکه بتوانید به این زندگی ایمان بیاورید، باید به چیزی دیگر باور داشته باشید. این اصل اساسی روش مربیگری من است. اگر هنوز به این باور نرسیدهاید، لطفاً اجازه دهید که من در شروع به شما ایمان داشته باشم. قول میدهم که تا پایان کارمان نه تنها به این باور خواهید رسید، بلکه برای رسیدن به آن هم عمل خواهید کرد.
پس از اینکه چشماندازی برای زندگی بیحدومرز خود ترسیم کردید، از شما میخواهم که صادقانه واقعیت فعلی خود را ارزیابی کنید و از آن به عنوان پایهای برای فرصتهای بیشتر خود استفاده کنید. چشمانداز و واقعیت کنونی شما مانند کتاب است و به شما کمک میکند تا باورها و موانعی که شما را از کشف فرصتهای بیشتر برای آن باز داشته است، شناسایی و دور بریزید. هنگامی که باورهای محدودکنندهی شما با باورهای بیحدومرز جایگزین شد، میتوانید آیندهی خود را تغییر دهید.
داستان شما هنوز ادامه دارد. چطور متوجه میشوم؟ چون هنوز نفس میکشید! داستان شما مثل یک کتاب است: «پر از هیجان، دلبستگی، رازآلودگی، شجاعت، فداکاری و شخصیتهای منفی». مهم نیست که تاکنون چه تجربیاتی در زندگیتان داشتهاید. آیندهتان هنوز نوشته نشده است. هر اتفاقی که تا الان برایتان افتاده (خوب یا بد) فقط پایهای است برای آنچه در آینده خواهید ساخت. آنچه اکنون اهمیت دارد، انتخابهایی است که امروز انجام میدهید و داستانی است که میخواهید فردا بنویسید. گذشتهتان، هرچقدر هم که خوب یا سخت بوده، نباید آیندهتان را تعیین کند. از تجربیات گذشتهتان استفاده کنید تا شما را راهنمایی کند؛ اما اجازه ندهید شما را تعریف کند.
اگر میخواهید آزادی را کشف کنید و قدرت تغییر سرنوشتتان را آزاد کنید، باید به سختی باورهای محدودکنندهای که شما را عقب نگه داشتهاند، شناسایی و از بین ببرید. در این مسیر با چالشهای بسیاری روبهرو خواهید شد. ممکن است احساس آزردگی کنید و بهانههای زیادی برای ناتوانی در به پایان رساندن کارتان پیدا کنید؛ اما اگر در این راه به خودتان فشار بیاورید و برای خودتان وقت بگذارید، میتوانم به شما قول بدهم که در پایان، از نظر احساسی قویتر، از نظر ذهنی سالمتر و آمادهتر برای صعود به اهداف بالاتر خواهید بود. سپس شما خواهید دید که به دنیا آمدهاید تا بیحدومرز زندگی کنید و هرچه در درونتان است، به تدریج خود را نشان خواهد داد.
متولد بیحدومرز
آیا در چنگال تردیدهایتان اسیر شدهاید و توانایی رهایی از آن را نمیبینید؟ فقط یک لحظه، جهانی بیحدومرز را تصور کنید که دقیقاً زندگی دلخواه شماست. اکثر افراد در محدودیتهای ذهنشان زندگی میکنند. آنها ناراضی هستند و حسرتهای زیادی را بر روح و روان خود حمل میکنند. ریک توریسون با این طرز تفکر آشناست و سعی دارد در کتاب متولـــــــد بـیحدومرز برای خروج از این وضعیت روشی را پیشنهاد دهد. توریسون سفری را آغاز میکند که نتیجهی آن رشد شخصی و خودشناسی است. او راهحلهایش را در قالب مثالهای کاربردی و بینشهای عملی ارائه میدهد. تجربیات او در قالب «فرمولی جادویی» است که با بهکارگیری آن میتوان وارد جهان بیحدومرز شد. با خواندن این کتاب میآموزید باورهای محدودکنندهتان را نابود کنید، ذهنیت بیحدومرز را پرورش دهید و پتانسیل واقعی خود را بهکار گیرید.
ارسال با پست پیشتاز
تحویل 2 الی 5 روز کاری
Original price was: 210,000 تومان.168,000 تومانCurrent price is: 168,000 تومان.
جزئیات کتاب
| . - زبان | فارسی |
|---|---|
| . - قطع | رقعی |
| . - نوع جلد | شومیز |
| . - تعداد صفحات | 120 |
| . - ناشر | ویان |
| . - تاریخ انتشار | 1404 |
| . - تیراژ | 1000 |
| . - نوبت چاپ | اول |
| نویسنده | ریک توریسون |
| مترجم | تیم ترجمه نشر ویان |







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.